LogoTitle
گزارش نخستین پیمایش زمستانی خط الراس کامل دنا
شــرح بـرنـامـــه گزارش نخستین پیمایش زمستانی خط الراس کامل دنا


گزارش نخستین پیمایش زمستانی خط الراس کامل دنا

زمستان 1393

احسان کلانتری حسین قائدی

 

 


         


به نام خالق زیبایی ها

 

 

 

The wonderful things in life are the things you do, not the things you have.

Reinhold Messner

چیز های شگفت انگیز در زندگی آنهاییست که انجام می دهید، نه آنهایی که در تملک دارید.

رینهولد مسنر





معرفی رشته کوه دنا:

رشته کوه دنا بخشی است از سلسله کوه های زاگرس که از ناحیه شمال غربی به جنوب شرقی امتداد پیدا کرده است . این رشته کوه به طول تقریبی 60 کیلومتر(خط هوایی) و90کیلومتر (پیمایشی) و عرض 15 کیلومتر، مرز مشترک استانهای اصفهان،کهکیلویه و بویراحمد و فارس می باشد . در طول این رشته کوه بیش از 40  قله بالای 4000 متر و همچنین چندین برف چال و یخچال بزرگ و کوچک به خصوص در جناح شمال غربی و شمال شرقی آن وجود دارد.

وجود چشمه ها و آبشارهای متعدد در فصول مختلف سال که حاصل بارش سالانه بین 600 تا 1800 میلیمتر می باشد،دنا را به یکی از پرآب ترین مناطق کوهستانی ایران تبدیل کرده است و آب حاصل از این چشمه ها، رودخانه های پر آبی همچون ماربر(Marbor)،بشار(Beshar) و میریان(Mirian)رابه وجود آورده که با تبدیل این رودخانه ها به رودخانه بزرگی همچون خرسان(Khersan) ، سرچشمه های اصلی رود کارون را تشکیل می دهند .

منطقه دنا از دیرباز به عنوان یکی ازمناطق حفاظت شده ملی شناخته شده و وجود پاسگاه های متعدد محیط بانی از غربی ترین قسمت تا شرقی ترین قسمت آن گواه این مدعاست. پاسگاه هایی چون خاریدون(Kharidoon)،کره(Kareh)،آب سپاه(Ab Sepah) به صورت شبانه روزی وظیفه حفاظت از گونه های جانوری و گیاهی این منطقه را به عهده دارند که این امر در سالهای اخیر قوت بیشتری گرفته تا جایی که به وضوح شاهد رشد گونه های جانوری این منطقه هستیم و جاندارانی نظیر خرس، بز، کل، میش کوهی، گراز و کبک به وفور در این منطقه یافت می شوند.

پوشش گیاهی دنا دارای تنوع بی نظیری می باشد به طوری که در دامنه های جنوبی آن تا ارتفاع 2500 متر، جنگل بلوط همه جا را پوشانده است که گونه های دیگری نظیر بنه، ارژن و انواع بادام کوهی نیز در میان این جنگل ها وجود دارند. از ارتفاع 2500 متر تا ارتفاع 4000 متر پوشش گیاهی به صورت درختچه های گون و سرو کوهی تغییر چهره داده و از ارتفاع 4000 متر به بعد تنها شاهد گیاهان کوچک و زیبایی در پناه سنگها و شکاف صخره ها هستیم. وجود 128 گونه دارویی،110 گونه زیستی،84 گونه رنگده و 61 گونه خوراکی وحشی بیانگر ارزش دارویی،خوراکی، مرتعی و حفاظتی گیاهان دنا است.

رشته کوه دنا از غرب به شرق دارای سه بخش مختلف می باشد که هر یک از این بخشها به وسیله دره های عمیق و بعضاً گردنه های مرتفع از هم جدا شده اند که این بخشها عبارتند از:

·        بخش غربی دنا

قله های این بخش عبارتند از:

کل قدویس(Kal-e-Ghodveis) 4341 متر

کل شیدا(Kal-e Sheida) 4327 متر

کل بلبل(Kal-e Bolbol) 4319 متر

چال وهلی(Chal-e Vohly) 4162 متر

آب سپاه(Ab Sepah) 4110 متر

ایستگاه(Eastgah) 4085 متر

قلات بزی(Ghalat Bozi) 4210 متر

خرسان غربی(West Khersan) 4118 متر

خرسان شرقی(East Khersan) 4135 متر

پوتک(Pootak) 4290 متر

 

·        بخش مرکزی دنا

قله های این بخش عبارتند از:

لوکوره(Loukooreh) 4265 متر

کل گردل(Kal-e Gerdel) 4230 متر

تل گردل(Tol-e Gerdel) 4265 متر

پازنک(Pazanak) 4230 متر

مورگل(Morgol) 4425 متر

قاش مستان(بیژن 3)(Ghash Mastan-Bijan 3) 4435 متر

بن رود(Bonrood) 4330 متر

قزل قله(Ghezel Gholleh) 4378 متر

سه قپه آسمانی(بیژن2)(Seghope-e Asemani-Bijan2)4350 متر

بیژن1 (ماش)(Bijan1-Mash)4340 متر

کپیری(Kapiri)4215 متر

کرسمی غربی(West Karsomi)4245 متر

کرسمی شرقی(East Karsomi)4240 متر

حرا(Hara)4260 متر

حوض دال(Houzdal)4359 متر

سی چانی(Sichani)4195 متر

بردآتش(Bard Atash)4090 متر

·        بخش شرقی دنا

قله های این بخش عبارتند از:

برف کرمو(Barf Kermoo)4120 متر

نمک(Namak)4061 متر

کل خرمن(Kal-e Kharman)4180 متر

نول شمالی(North Nevel)4135 متر

نول جنوبی(South Nevel)4108 متر

قاش سرخ(Qash-e Sorkh)4108 متر

تاپو(Tapoo)4090 متر

رمبسه(Rombeseh)4170 متر

پازن پیر(Pazan Pir)4309 متر

·        قله هایی نظیر : مورگل شمالی ، قبله ، هرم را نمی توان از روی خط الراس به  آن ها دسترسی پیدا کرد و باید از روستای خفر به صورت تک قله صعود کرد و همچنین قلل حوض دال شمالی ، کل آب اسپید ، کل اسد خوانی ، کل اوارزنی در خط الراس فرعی که عمود بر دنا واقع شده اند جزء خط الراس اصلی دنا نیستند و جزء زشته فرعی دنا محسوب می شوند.

 

تاریخچه صعود ها :

رشته کوه دنا با وجود نزدیکی مسافتی که به استان های فارس و اصفهان دارد خاستگاه کوهنوردان زیادی از از این دو استان بوده که از سالهای دور صعود هایی را در تابستان و زمستان بر روی آن انجام داده اند. اولین فعالیت هایی که کوهنوردان فارس بر روی این رشته کوه انجام داده اند به دهه 30 شمسی  بر میگردد که در آن پیشکسوتان کنونی کوهنوردی فارس از جمله احمد معرفت این مهم را انجام داده اند ولی این صعود ها معطوف به تک قله هایی نظیر حوض دال ، بیژن 1و2 و ... می باشد ، اما از اواخر دهه 50 این صعود ها شکل دیگری به خود می گیرد به نحوی که در سال 1359 اولین صعود زمستانی حوض دال از طریق یال چال زرد (احتمالا اولین صعود زمستانی دنا) با موفقیت انجام می گیرد  که در این صعود 10 نفر از کوهنوردان هیئت کوهنوردی استان فارس چون اصغر حقیقی نیک ، حمید مبارزی ، حمید اخگر ، محمد هادی خادمی ( مسئول فنی وقت هیئت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان فارس) و ... به سرپرستی محمد صادق حمیدی این کار بزرگ را در مدت 24 ساعت از شهر سیسخت به قله  و برگشت به سیسخت انجام دادند. طی سال های بعد فعالیت های دیگری نیز برای شناساندن هر چه بیشتر دنا  به جامعه ورزشی و کوهنوردی ایران صورت گرفت که میتوان به اجرای صعود های سراسری استانی و کشوری بر روی قله های دنا و همچنین تشکیل کانون پژوهش و شناسایی زاگرس در دهه 70 اشاره کرد که ماحصل تشکیل این سازمان غیر دولتی ، تهیه نقشه کاملی از رشته کوه دنا با ذکر اسامی قله ها و ارتفاع دقیق آنها و همچنین دره ها ، برفچال ها ، یخچال ها و چشمه های منشعب ازین رشته کوه در این نقشه نام برد که برگ زرین دیگری از فعالیت های کوهنوردان فارس می باشد.  از دهه هفتاد به بعد صعود های شاخص دیگری انجام شد که زمینه ساز صعود های خط الراسی براین رشته کوه شد. زمستان سال 80 تیمی 3 نفره که شامل رضا کریمی( سرپرست) ، امید اکبرزاده و کاوه کریمی توانستند برای اولین بار خط الراس مرکزی را پیمایش کنند و در تابستان سال بعد اولین پیمایش کامل خط الراس دنا توسط تیمی 14 نفره از گروه کوهیاران پارس به سرپرستی رضا کریمی در مدت 6 روز انجام گرفت که این برنامه ها زمینه ای ایجاد کرد که بتوان به پیمایش زمستانی دنا هم فکر کرد و در همان زمستان اولین تلاش برای پیمایش زمستانی کل خط الراس دنا انجام گرفت که با توجه به برنامه ریزی خوبی که انجام شده بود، برنامه در روز های اول به دلیل آب و هوای نامناسب و مصدومیت یکی از اعضا ناتمام ماند.اعضای این تیم رضا کریمی(سرپرست)، امید اکبرزاده ، کاوه کریمی و حسین قائدی بودند.  سال 86 تیمی مشترک از کوهیاران پارس و آرش شیراز  (علی کریمی، آرمان شهپری و کاوه کریمی) با سرپرستی رضا کریمی عازم این برنامه می شوند که پس از 7 روز تلاش و مواجه شدن با هوای نامناسب با پیمایش خط الراس غربی(برای اولین بار) و بخشی از مرکزی برنامه خود را ناتمام به پایان رساندند.   

هدف و انگیزه برنامه :

    عشق و علاقه به منطقه دنا در سن 14 سالگی با صعود به قله پازن پیر در من آغاز شد و کماکان ادامه دارد. به طوری که بودن در منطقه دنا در اولویت برنامه های کوهنوردیم قرار گرفته  است. پس از اجرای برنامه های مختلف در فصول مختلف سال بر روی این رشته کوه عظیم احساس کردم میتوان برنامه های متفاوت و شاخصی را در این منطقه انجام داد. برنامه هایی که متاسفانه با وجود بهتر شدن شرایط اجرا اعم از تجهیزات ، متد ها و... در نسل قدیم و جدید روز به روز کمرنگ تر شده است. یکی از برنامه های شاخصی که میشد به آن اندیشید صعود خط الراس کامل دنا در زمستان بود که این هدفی تنها برای شخص من نبود. هدفی بود که طی سال های قبل در گروه برنامه ریزی شده بود و طی دو تلاش نا تمام مانده بود. سال 91 پس از پیماش تابستانی کل خط الراس در مدت 4 روز انگیزه ای در من ایجاد شد که بتوانم به طور جدی تری به این برنامه بیاندیشم که پس از برنامه ریزی و آمادگی مطلوب در اسفند ماه آن سال با علی کریمی برنامه را آغاز کردیم و پس از 6 روز فعالیت به دلیل هوای نامناسب برنامه ناتمام ماند اما  تجربه خوبی از شرایط خط الراس در فصل زمستان برای من بود. سال بعد با توجه به آمادگی کافی و حتی بسته بندی مواد غذایی، شرایط برنامه از نظر هوای مساعد و برخی تجهیزات مناسب مهیا نشد و برنامه با همراهی فاضل کشفی اجرا نشد. در کل هدف کلی من در این برنامه جدا از صعود قله ها ، تجربه ی یک برنامه طولانی مدت در ارتفاع و شرایط زمستانی با حداقل زمان و حتی الامکان با رعایت روش سبکبار. هدفی که باعث میشد تا بتوانم از تمام تجربیات سال های قبل خودم و دوستانم برای اجرای این برنامه کمک بگیرم و ضمن محک زدن توانایی خودم آن را قبل و بعد از برنامه ارتقاء بخشم و خود را آماده صعود های با کیفیت تری در آینده کنم.

موانع و مشکلات برنامه:

در کل صعود های خط الراسی با هر شرایطی  در زمره ی صعود های شاخص در کوهنوردی قرار دارد که برای موفقیت در چنین برنامه هایی عوامل و موانع بسیاری تاثیر گذار هستند. چین خوردگی دنا در قلب زاگرس با بیش از 60 کیلومتر خط هوایی و داشتن بیش از 40 قله بالای 4000 متر، خط الراسی محسور کننده و طولانی را  برای کوهنوردان به ارمغان گذاشته است. اما موانعی که در این میان باعث شده که تلاش های چندانی بر روی این خط الراس انجام نگیرد به طور خلاصه در زیر آورده شده که به آن می پردازیم :

-         مهمترین عامل تاثیر گذار برکلیه برنامه های خط الراسی مدت زمان انجام برنامه است که به طور مستقیم بر روی دیگر عوامل تاثیر گذار می باشد. زمان پیش بینی شده برای این برنامه با داشتن شرایط مطلوب 9 الی 14 روز در نظر گرفته شده بود که در این بازه زمانی در زمستان داشتن هوای ایده آل صعود بعید به نظر میرسد و باید در برنامه ریزی ها آن را مدنظر قرار داد.

-         پس از این موضوع وزن کوله ها می باشد که اگر سختگیرانه عمل نشود  باید بین 25 الی 30 کیلوگرم در نظر گرفت که با توجه به برفکوبی و صعود از مسیر های سنگی قله ها، انرژی زیادی را از نفرات میگیرد و احتمال موفقیت را بسیار کم می کند.

-         ساختار قله های دنا از عواملی است که آن را نسبت به مناطق دیگر متمایز می کند. وجود قله های سنگی و بعضا ریزشی ، وجود گردنه های متعدد کم ارتفاع، دسترسی دشوار و زمان بر برخی قله ها از روی خط الراس ، در دسترس نبودن جانپناه ها در طول خط الراس و وجود دیواره سراسری جنوبی دنا در طول خط الراس و بیشتر مسیر پیمایش  از جمله خصوصیت این رشته کوه میباشد.

-         در دسترس نبودن بعضی از قله ها و مسیر ها برای شرایط اضطراری و امداد رسانی یکی از دغدغه های من در این برنامه هست. با توجه به توضیحات مورد قبلی امداد رسانی هوایی تقریبا در بیشتر نقاط خط الراس منتفی ست و در صورت بروز مشکل بایستی از امداد زمینی بهره جست که با توجه به مسیر های طولانی دسترسی در اکثر نقاط که حداقل 3الی4 روز زمان مورد نیاز است امری دور از تصور به شمار میرود.

به هر حال این موانعی هستند که در برنامه وجود خواهند داشت و ما باید با رعایت عوامل زیر که مستقیما در اختیار ما هستند، درصد موفقیت را بالا ببریم :

-         کم کردن زمان پیمایش برنامه با انجام تمرینات مطلوب و انجام برنامه با شرایط جسمانی مناسب و ایده آل

-         با کاهش زمان برنامه کاهش قابل توجهی در وزن کوله ها ایجاد می شود و جدا از آن استفاده از تجهیزات سبک و انتخاب پوشاک و وسایلی که جوابگوی این برنامه باشد( نه کمتر و نه بیشتر) باید مورد توجه قرار گیرد.

-         انتخاب نفراتی که دارای تجربه و آشنایی کافی در مورد مسیر های مختلف دنا اعم از : مسیر پیمایش ، مسیر تمام قله ها ، مسیر های بازگشت اضطراری ، نام مکان ها و مناطق مختلف و ... را داشته باشند.

-         استفاده از تجربیات و اصول تغذیه مناسب برای تامین کالری های مصرفی و جلوگیری از تخلیه انرژی در طول برنامه.

-         انجام برنامه به صورت متوالی با در نظر گرفتن شرایط مختلف و متفاوت به صورت تمرین ذهنی.

 

برنامه ریزی های برنامه :

اندیشیدن به این برنامه در دوسال اخیر جزیی از زندگی من شده است و از جنبه های مختلف، آن را بررسی میکنم. اما تقریبا در بهار 93 بود که حسین قائدی از بچه های گروه، آمادگی خود را برای این برنامه اعلام کرد. حسین یکی از بچه های با تجربه گروه بوده و هست که روی دنا فعالیت های خوبی داشته  و از نسلی ست که پایه گذار صعود خط الراس در زمستان و جزو تیم سال 81 بوده است. خب حقیقتا من تصمیم حسین را جدی نگرفتم چون در دو سال اخیر تعداد نفرات زیادی قول شرکت در برنامه را به من داده بودند که هر کدام به دلیل موجه و حتی غیر موجه کنار کشیدند و این بار هم نمیخواستم این موضوع تکرار شود، به همین خاطر به حسین گفتم که باید تمرین کنیم و آمادگی مطلوبمان باعث میشه این برنامه استارت بخوره. رفته رفته با تمریناتی که حسین حتی منظم تر از من انجام می داد اعتمادم به تصمیمش بیشتر و بیشتر شد تا اینکه از اوایل پاییز به طور جدی تری در مورد برنامه با هم صحبت کردیم و تصمیمان برای اجرای برنامه قطعی شد.

§        زمان برنامه :

قرار شد از اوایل دی ماه در انتظار حداقل 4 روز هوای مناسب برای شروع برنامه باشیم. انتخاب این زمان دلایلی داشت که میتوان به داشتن فرصت کافی برای انتظار هوای مناسب تا اسفند ماه و اینکه اگر به هر دلیلی برنامه ناتمام ماند فرصت استراحت و دوباره تلاش کردن را داشته باشیم. همچنین امتحانات دانشگاهم در بهمن ماه و همچنین مرخصی حسین در این تصمیم نقش داشت.

§        تعداد نفرات برنامه :

ایده آل ترین تعداد نفرات در این برنامه 3 نفر می باشد. به دلیل تقسیم کار و تجهیزات فنی و ایمنی بیشتر. تعداد کمتر باعث وزن بیشتر کوله ها و تعداد بیشتر باعث افزایش زمان در پیمایش می شود. شرایط این برنامه باعث می شود که من حساسیت زیادی را نسبت به انتخاب نفر داشته باشم که مهمترین آیتم ها عبارتند از ؛ تجربه صعود دنا در زمستان و آشنایی با مسیر های مختلف که پیشتر ذکر شد. داشتن آمادگی جسمی و روانی مطلوب تجربه صعود های شبیه به سبکبار و با حداقل وسایل تجربه صعود های طولانی مدت و مهمتر از همه اخلاقیات نزدیک به هم.

§        بارگزاری :

- هدف از بارگزاری: برخلاف سال های قبل که تلاش ها بدون بارگزاری انجام شده بود امسال تصمیم گرفتم که بارگزاری را در برنامه ریزی قرار دهم و هدف از این کار در وهله اول این بود که اگر به هر دلیلی نفرات انصراف دادند برنامه را به تنهایی آغاز کنم و بار زیادی را با داشتن وسایل فنی و چادر و ... به تنهایی به دوش نکشم و در وهله دوم اینکه هوای نامساعد در طول برنامه باعث نشود که تلاشمان را متوقف کنیم و برنامه ناتمام بماند.

  مکان بارگزاری ها : اولین بارگزاری در گردنه شمالی قله پوتک انتخاب شد (14 آبان ماه) به دلیل اینکه تا آنجا 3 الی 4 روز پیمایش داشتیم و پیش بینی های هواشناسی بیشتر از این زمان دقت بسیار کمی را داشتند و در صورت هوای نامناسب در روز چهارم به بعد بتوانیم از بارگزاری اول استفاده کنیم. بارگزاری دوم در گردنه بین حوض دال تا  سیچانی انتخاب شد(16 آبان ماه) به دلیل بهره گیری از وجود جانپناه در زیر خط الراس ( 1 ساعت زمان ) در شرایط آب و هوای نامناسب. و بارگزاری سوم در گردنه بیژن(29 آذر ماه) به دلیل ریکاوری خود در روز های آخر برنامه.

§        تغذیه:

- نوع و انتخاب مواد غذایی: در کل اصلی که در اصول انتخاب درشت مغذی ها در برنامه غذایی توصیه شده است به این صورت است که در برنامه غذایی نسبت 60 -70 درصد کربوهیدرات ، 10-15 درصد پروتئین و 20-30 درصد چربی گنجانده شود که ما در این برنامه به ترتیب نسبت 70- 20 10 را در نظر گرفتیم بطوریکه در صبحانه( کربوهیدرات و کمی چربی) ، ناهار ( کربوهیدرات+ کمی پروتئین) ، شام (کربوهیدرات+پروتئین) و میان وعده (کربوهیدراتهای پیچیده و ساده ) را استفاده کردیم.

- مقدار مواد و کالری مصرفی : میانگین کالری مصرفی در این برنامه را به صورت میانگین در هر ساعت 800 کیلوکالری در نظر گرفتیم که با احتساب 10 ساعت پیمایش در روز میزان 8000 کیلوکالری در روز پیش بینی شد. با احتساب اینکه هر گرم کربوهیدرات 4 کیلوکالری و هر گرم پروتین و چربی 9 کیلوکالری انرژی آزاد می کند و با در نظر گرفتن درصد های ذکر شده در قسمت قبل مقدار مصرفی درشت مغذی ها در هر روز به شرح زیر محاسبه شد:

کربوهیدرات ها 70% ( 1400 گرم) ، پروتئین 20% (180 گرم) و چربی ها 10% ( 90 گرم ) در روز در برنامه غذایی لحاظ شد. همچنین برای حفظ ارزش غذایی و تولید زباله کمتر که مسئله وزن و حمل آن هم مشکل ساز بود از غذاهای خانگی و غیر کنسروی استفاده شد.( غیر کنسرو کله پاچه در روز آخر برنامه)

آب ، ویتامین و الکترولیت ها:  برای تامین ویتامین و الکترولیت ها از مولتی ویتامین و پودر ( زنجبیل+دارچین+آویشن شیرازی+زعفران+نبات) استفاده شد که با توجه به طبع گرم این پودر ها کمک شایانی در گرم نگه داشتن بدن ما داشتند. مصرف آب در کلیه برنامه های کوهنوردی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. به طور میانگین هر نفرمان روزی 4.5 لیتر در این صعود مایعات مینوشیدیم ؛ صبحانه ( نیم لیتر آب در نیمه های شب + نیم لیتر مایعات گرم هنگام صرف صبحانه) ، در طول روز ( 1.5 لیتر آب و مولتی ویتامین) و در شب ( 2 لیتر مایعات گرم و مولتی ویتامین)       زمان مصرف : در طول برنامه با رفتن به درون چادر ریکاوری یا بازیابی انرژی از دست رفته در طول روز را  نیم ساعت و حداکثر یک ساعت اول زمان استراحت که زمان طلایی بازیابی انرژی می باشد با صرف مایعات و کربوهیدرات انجام میدادیم.

§        تهیه لوازم وتجهیزات برنامه :

کم کردن وزن کوله ها یکی از عوامل مهم در موفقیت برنامه ها به شمار میرود که در ابتدا انتخاب صحیح و هوشمندانه پوشاک و تجهیزات مورد استفاده باید انجام گیرد و پس از آن خرید!!! و البته امانت گرفتن آن ها. 

§        آمادگی جسمانی : که به تفصیل در انتهای گزارش آمده است.

 

 

 

روز شمار برنامه:

ü                 پنجشنبه 4 دی 1393:

 

آخرین بار لیست لوازم رو چک می کنیم تا مگر چیزی از قلم نیفتاده باشد. ساعت 1 بعد از ظهر با استقبال حدود 20 نفر از اعضای گروه روبرو شدیم. اعضای قدیمی و جدید گروه که حتی اسم بعضی ها رو نمی دونستیم. پس از گوش دادن به آخرین رهنمود های پیشکسوتان گروه و تشکر و قدردانی از دوستان سوار بر تاکسی های خطی یاسوج شده و راهی برنامه میشویم. پس از توقفی کوتاه در یاسوج و تعویض تاکسی،به صورت دربست به سمت جاده سمیرم،پل قَرَح،دو راهی رودآباد و در نهایت در ساعت 7 شب با رسیدن به روستای سیور سفر 290 کیلومتری خود را به پایان می رسانیم. با هماهنگی که از قبل انجام داده ایم به خانه دوست گرامیمان آقای رئیسیان می رویم تا امشب را در آنجا سپری کنیم. پس از تقسیم کردن بارهای گروهی و چیدن کوله ها و چک کردن وسایل فوق العاده ضروری دیگر، شام را صرف می کنیم و در کنار بخاری گرم بخواب می رویم.



ü     روز اول ( جمعه 5 دی1393 ):

 

 پس از صرف صبحانه و مقدار زیادی میوه،کوله ها را بر پشت نیسان یکی از اهالی روستا می گذاریم تا ما را به انتهای باغهای سیور برساند. ساعت 8:30 در هوایی کاملا صاف و آفتابی اولین قدم های این برنامه را بر می داریم . قسمتهای جنوبی مسیر به دلیل آفتاب گیر بودن عاری از برف است. در هوایی نسبتاً گرم کم کم ارتفاع می گیریم و با رسیدن به نیمه های دره ریزک پیمایش بطور کامل در برف صورت میگیرد. پس از آن با برفکوبی نه چندان زیادی به گردنه ریزک می رسیم. قله های کل قدویس، شیدا و بلبل در جهت جنوب قابل دیدن هستند و مسیر طولانی گردنه اتابکی تا قله که باید پیمایش شود. استراحت کوتاهی می کنیم،کرامپون ها را به کفشهای خود متصل کرده و مسیر تراورس گردنه ریزک تا اتابکی را درپیش می گیریم. بیشتر قسمت های میسر، برف سفت و یخ زده است ولی گاهی برفکوبی تا بالای زانو انجام می گیرد. ساعت 13:30 به گردنه ی اتابکی می رسیم. در مدت 30 دقیقه ناهار خود را صرف و مقداری آب هم با ذوب کردن برف تهیه می کنیم. تصمیم داریم طبق برنامه کمی بالاتر برویم  تا فردا بتوانیم مسیر طولانی اتابکی تا قله قدویس را کمی کوتاه تر کنیم. حرکت خودمان را ادامه می دهیم و پس از 1 ساعت صعود  در ساعت 15 تصمیم به شب مانی می گیریم. جای چادر را صاف کرده و پس از برپایی چادر و انجام کارهای معمول که شامل تهیه آب و خوردن نوشیدنی و شام می باشد، در هوایی آرام ولی سرد بخواب میرویم. 

نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز اول

شروع مسیر

2282 متر

N  31° 5'26.22"    E  51°23'50.22"

گردنه ریزک

3039 متر

N  31° 4'39.97"    E  51°22'45.76"

گردنه اتابکی

3207 متر

N  31° 3'52.37"    E  51°22'20.42"

شبمانی اول

3378 متر

N  31°03'43.5"     E  51°21'59.3" 

 

سرعت باد

حداقل km/h  0

حداکثر    km/h  20

وضعیت آب و هوا

آفتابی

دمای هوا

حداقل       5+

حداکثر        11-

مقدار مسافت پیموده شده

5140 متر

 

 

ü     روز دوم ( شنبه 6 دی 1393 ):

 

ساعت 5:30 دقیقه از خواب بیدار می شویم و پس از صرف صبحانه، خوردن نوشیدنی گرم و جمع کردن سریع چادر، پیمایش امروز را از یال سنگی  که هنوز بطور کامل به زیر برف نرفته آغاز می کنیم. طبق قراری که با هم قبل از برنامه گذاشتیم هرکس با آهنگ و ریتم خودش در این برنامه گامبرداری می کند، چون برنامه طولانی مدت است و دو نفر هر طور که راحت هستیم و با سرعت دلخواه خودمان اقدام به صعود می کنیم البته تاجایی که فاصله  زیادی از هم نگیریم و از دید یکدیگر خارج نشویم. رفته رفته ارتفاع میگیریم و باد هم شروع به وزیدن می کند. سرعت مان بسیار خوب است.درساعت 12:15 و در باد 30 کیلومتر قدم بر روی کل قدویس ( اولین قله  برنامه ) میگذارم.

 بطرف گردنه بین کل قدویس و شیدا میروم تا حسین از راه برسد. بارسیدن حسین به سمت قله های شیدا و بلبل که در فاصله ی کوتاهی از هم قرار دارند حرکت می کنیم و پس از صعود این دو قله از طریق تیغه ی شرقی با احتیاط و با کمی دست به سنگ بطرف گردنه لای نخود سرازیر می شویم. کم کم ابرهای پراکنده ای در آسمان پدیدار می شوند، ابرهایی که جزء پیش بینی هواشناسی نبوده اند. یاد دو سال قبل می افتم زمانی که همین ابرها 3 روز ما را در کاسه خرسان داخل چادر منتظر گذاشتند. روی گردنه برای خوردن ناهار استراحت کوتاهی می کنیم . قله ای که در پیش داریم چال وهلی است که تانیمه از ابر پوشیده شده است. نظر حسین این است که قبل از صعود قله شب مانی کنیم ولی من متقاعدش می کنم که حتما باید بعد از قله بخوابیم تا از برنامه عقب نمانیم. برف مسیر بشدت پودری است و انرژی زیادی را از ما می گیرد. شیب تند مسیر و بوران کار ما را دشوار می کند. بالاخره ساعت 15 به قله چال وهلی می رسیم. روی قله کمی آب نوشیده و به سرعت از طریق یال سنگی به گردنه جنوبی قله که ابتدای کاسه خرسان است می رسیم.

هوا کمی باز شده و کم کم به غروب آفتاب نزدیک میشویم. روی گردنه باد بشدت می وزد کمی بسمت شرق می رویم و ارتفاع کم می کنیم تا از گزند باد در امان باشیم. پس از دقایقی با خوش شانسی مکانی خشک و بدون برف را که تقریبا اندازه ی چادرمان است پیدا کرده و آن را آماده ی شب مانی امشب مان می کنیم .درون چادر مشغول بحث درمورد برنامه هستیم و خوشحالیم که با شرایط بد هوایی امروز از برنامه عقب نیفتادیم. بادی نسبتاً شدید اما قابل تحمل در حال وزیدن است و در هوایی که نسبت به دیشب سردتر است درون کیسه خوابمان می رویم.


نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز دوم

کل قدویس

4306 متر

N  31° 3'8.90"       E 51°20'48.66"

کل شیدا

4296 متر

N  31° 3'4.13"       E  51°20'57.03"

کل بلبل

4288 متر

N  31° 2'59.86      E  51°21'1.26" 

گردنه لای نخود

3977 متر

N  31° 2'37.83      E  51°21'8.26" 

چال وهلی

4097 متر

   N 31° 1'58.95"      E 51°21'9.57"

شبمانی دوم

4022 متر

N  31°01'51.7       E  51°21'4.1"   

 

سرعت باد

حداقل km/h  10

حداکثر km/h  40

وضعیت آب و هوا

آفتابی نیمه ابری ابری

دمای هوا

حداقل      8-

حداکثر      17-

مقدار مسافت پیموده شده

5680 متر

 

ü     روز سوم ( یکشنبه 7 دی 1393 ):

 

ساعت 7:15 درحالی که دید 20 الی 30 متر است پیمایش را شروع می کنیم. ابر و بارش های غیر منتظره! تصمیم می گیریم با همین شرایط ادامه بدهیمGPS. را در سر کوله قرار می دهم تا در صورت مشکل از آن استفاده کنیم. با شناختی که از مسیرهای خط الراس که بارها صعود کردم داشتم، نگرانی زیادی نداشتم از اینکه مسیر گمراهمان کند ولی با این حال با دقت زیادی میسر کاسه خرسان را در پیش گرفتیم. مسیری با پستی بلندی های زیاد که از سمت جنوب سراسر دیواره (دیواره های جنوبی سرتاسر دنا) و از سمت شمال شیب تندی که به تنگ رود قر متصل می شود. بستر مسیر  سنگی است و پر از تله برفی که دقت زیادی را می طلبد. برفکوبی تا زیر زانو انجام می گیرد. سرعتمان بسیار کم است اما دید رفته رفته بیشتر می شود. قله ای که در انتهای کاسه خرسان است آب سپاه نام دارد. هر از گاهی به انتهای مسیر چشم میدوزم تا مگر نشانه هایی از نزدیک شدن به قله ببینم اما اینطور نیست. برای گریز از برفکوبی سعی می کنیم بیشتر از قسمتهای سنگی استفاده کنیم که با کرامپون شرایط خاص خودش را ایجاد می کند. بالاخره به شیب اصلی قله ی آب سپاه می رسیم. هوا درحال باز شدن است و ما خوشحالیم که امروز را درون چادر سپری نکردیم.12:30 دقیقه شیب تند قله به پایان میرسد . با کمی فیلمبرداری از قله پیمایش را ادامه می دهیم.

 

پس از آب سپاه قله ایستگاه را صعود کرده و بدون توقف به سمت گردنه مابین ایستگاه و قلات بزی سرازیر می شویم. زمان به سرعت درحال گذر است و امشب باید به گردنه پوتک برسیم(محل بارگذاری اول). روی گردنه به مدت 15 دقیقه برای خوردن ناهارتوقف کرده و پس از خوردن نهار یخ زده و سرد و یافتن فرصتی مناسب جهت استفاده از نور آفتاب برای خشک کردن برفکهای چادرمان ،سریعا دژ صخره ای قلات بزی را از سمت جنوب آن دور می زنیم و با برفکوبی زیادی به ابتدای دهلیز صعود آن می رسیم. دوباره هوا مه آلود می شود و دید به کمتر از 20 متر میرسد. به علت کمبود وقت حسین از صعود قله انصراف می دهد. کمی آب مینوشم و با برداشتن هدلامپ و کلنگ شیب تند قله را پیش می گیرم. مسیر بصورت یخ زده و در بعضی قسمت ها سنگی است. پس از نیم ساعت تلاش به قله ی قلات بزی میرسم و به خاطر کمبود زمان سریعا بعد از فیلم برداری و گرفتن چند عکس به پایین باز می گردم.

                                      

       

هوا همچنان مه آلود و باد با سرعت حدود 30 کیلومتر در ساعت درحال وزیدن است. این قسمت از مسیر کاملا سنگی است و پیمایش باید با احتیاط کامل انجام گیرد ضمن اینکه باید دقت کنیم از مسیر خارج نشویم. پس از حدود  ساعت درگیری با مسیرهای سنگی به قله ی خرسان می رسیم. هوا کم کم درحال تاریک شدن است و ما مسیر تراورس تا گردنه پوتک را در پیش رو داریم. در ابتدای مسیر تراورس کلنگ را جایگزین یکی از باتون ها می کنیم. 45 دقیقه تراورس در شیب 45 درجه که در فاصله ی کوتاهی در قسمت جنوبی آن دیواره های تنگ پوتک قرار گرفته  است، انجام می گیرد. در ابتدای مسیر متوجه یک ترک بهمن می شویم و مجبوریم علی رغم خستگی از بالای آن و نزدیک به دیواره های کل اسد خانی مسیر را ادامه بدهیم تا مشکلی پیش نیاید. دید بسیار کم شده و هوا درحال تاریک شدن است. بالاخره در تاریکی شب به محل بارگذاریمان میرسیم. محلی که برای شب مانی در نظر داریم جایی در ابتدای شیب قله پوتک است تا از وزش باد در امان باشیم. چادرمان را برپا می کنیم و من به سراغ بارهایمان می روم. خوشبختانه مشکلی برای بارها بوجود نیامده, آنها را بدرون چادر می بریم و مشغول کارهای همیشگی در درون چادر می شویم. با تماسی که با آقای اقبالپور می گیریم و درمورد آب وهوا صحبت می کنیم ایشان می گویند که جبهه هوای بسیار ضعیفی خواهیم داشت که به سرعت درحال  گذر است و تا فرداشب فعالیت می کند. برفی که از نیم ساعت قبل شروع شده بشدت در حال باریدن است و واقعا خوشحالیم که به موقع و بدون هیچ مشکلی به اینجا رسیدیم. امروز پیمایش سختی داشتیم و انرژی زیادی را از دست دادیم اما با خوردن مایعات و کربوهیدرات در حال ریکاوری هستیم. روحیه ی دو نفرمان خوب است و درحال گفتگو در مورد برنامه فردا هستیم. برف همچنان درحال باریدن است و تا صبح 4 مرتبه بیرون رفتیم و برف روی چادر را پارو کردیم.


نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز سوم

آب سپاه

4068 متر

 N 31° 0'32.01"    E 51 51°21'49.62"

ایستگاه

4117 متر

N  31° 0'22.58    E  51°22'4.06"      

قلات بزی

4208 متر

N 31° 0'24.99"    E 51°22'30.19"     

خرسان

4051 متر

N  31° 0'15.51"    E 51°23'0.54"       

شبمانی سوم

3990 متر

N  30°59'45.1"    E  51°23'33.8"      

 

سرعت باد

حداقل km/h  20

حداکثر km/h  40

وضعیت آب و هوا

ابری-نیمه ابری

دمای هوا

حداقل      9-

حداکثر      15-

مقدار مسافت پیموده شده

8250 متر

 

 

ü     روز چهارم( دوشنبه 8 دیماه 1393 ):

 

بارش همچنان ادامه دارد امروز روز استراحت است . هرچند ابر متراکمی در آسمان نیست و نور خورشید را می توانیم در بعضی مواقع در میان ابرها  ببینیم. با وجود باد شدید پیش بینی می کنیم این جبهه زودتر از موعد آمده و خواهد گذشت. تصمیم میگیریم اگر تا ساعت 11 هوا مناسب شد مسیر را ادامه دهیم ولی با تماس هایی که دوستان می گیرند می شود نگرانی را از پشت تلفن احساس کرد و اصرار دارند که امروز را پیمایش نکنیم. بنابراین این شرایط را به فال نیک می گیریم و صعود و فرود پوتک را به فردا موکول  می کنیم.خب بهترین کار در چنین مواقعی خوردن و نوشیدن مایعات به مقدار زیاد است. استفاده ی کافی از کربوهیدرات باعث شده که خستگی چند روزه را از بین ببریم. حسین در حال چرت زدن است و من مسیر قله ها و برنامه ریزی های پیمایش باقی مانده را در ذهنم مرور می کنم. فردا روز خوبی برای من خواهد بود چون دو سال پیش بود که با صعود پوتک به سمت خط الراس فرعی رفتیم و بخاطر شرایط هوایی نا مناسب ادامه ی پیمایش خط الراس را از دست دادیم. فردا و روزهای بعد تجربه جدیدی برایم خواهد بود و من بی صبرانه منتظر این تجربه ها هستم. حدود ساعت 13 است که ابرها کنار می روند و نور خورشید به چادرمان میتابد . به بیرون چادرمان میروم و مناظر بسیار زیبای قله ها که در میان لکه های ابر گردن کشیده اند را نظاره می کنم و از صحنه های کم نظیر و دیدنی تعداد زیادی عکس و فیلم میگیرم. امروز را به استراحت می پردازیم.

ü     روز پنجم(9 دی ماه 1393 ):

 

هارنس را درون چادر می پوشیم و طناب و وسایل فنی مورد نیاز را آماده می کنیم. حدود 70 سانتی متر برف نتیجه ی بارشهای دیروز بوده که با بیل اطراف چادر را پارو کرده و مهار های چادر را آزاد می کنیم.کرامپونها را به کفشها بسته و من زودتر صعود را آغاز می کنم تا پس از رسیدن به قله،کارگاه فرود را آماده کنم. با بارش دیروز شرایط کمی تغییر کرده و برفکوبی تا بالای زانو انجام می گیرد. به شیب تند و سنگی پوتک می رسیم، جایی که کمی از برفکوبی کاسته می شود. سمت چپ مسیر صعود شیب تند و بهمن گیر وجود دارد که بصورت صاف و یکنواخت تا قعر دره کالادون ادامه پیدا میکند و در سمت راست حدود 300 متر دیواره که به تنگ پوتک مشرف میباشد. صعود از لبه این مسیر تا قله ادامه پیدا می کند. مسیر طولانی است و حین صعود قله دیده نمی شود. بارها بخود می گویی این دیگر قله است و دقایقی دیگر به قله میرسم اما از قله خبری نیست. من تجربه صعود تابستانه و زمستانه پوتک راداشته ام وتنها به دلیل ارتفاع کمتر از ارتفاع قله قلات بزی در پشت سر میتوان فهمید که چقدر به قله نزدیک هستی. پس از 2 ساعت تلاش به قله می رسم و به سمت گارگاه اول که درفاصله 7 متری شرق قله قرار دارد می روم.

هوا بسیار آرام است واین باعث شده کمی هوا گرم شود. خود حمایت را متصل کرده و طناب را آماده ی فرود میکنم. حسین هم به کارگاه می رسد. کمی آب و تنقلات می خوریم و من فرود خود را آغاز می کنم. پس از حدود 20 متر فرود به طاقچه بزرگی میرسم که بر خلاف سالهای قبل با یک متر برف پوشیده شده. این همان طاقچه ای است که تیم خط الراس زمستان 86 روی آن شبمانی داشتند.

  

از طناب جدا می شوم و به سمت گارگاه دوم می روم که نزدیک به نبش دیواره است. بعد از من حسین هم فرود را آغاز می کند و طناب را به کارگاه می رساند. توی کارگاه یک ماشین اسباب بازی بوسیله یک طنابچه متصل است که تیم های قبل آن را به یادگارگذاشته اند. من هم آنرا به یادگار از این برنامه برمی دارم. از این قسمت دیواره تقریبا بصورت عمود است و کارگاههای آن در طاقچه های نیمه راحتی نصب شده اند. طول دوم و سوم را هم فرود می رویم و به طول چهارم که طول آخر دیواره است می رسیم. نسبت به اینکه طول آخر 25 متر باشد یا نه مطمئن نیستیم. به همین خاطر تصمیم می گیریم که من بعنوان نفر اول تک رشته فرود بروم و بعد از آن با ریختن دو رشته مطمئن شویم که دو رشته به پایین می رسد. فرود رفتن با نیم طناب بصورت تک رشته آن هم جایی که طناب سایش زیادی روی مسیر دارد استرس زیادی به همراه دارد. حین فرود طناب را با دو دستم کنترل می کنم که مبادا سرعتم زیاد شود. وقتی فرود تمام شد نفس راحتی کشیدم. حسین طناب را دو رشته کرد که خوشبختانه ارتفاع دقیقا 25 متر بود. فرود خودش را انجام داد و در ساعت  10:30 دقیقه زیر دیواره پوتک به استراحت کوتاهی پرداختیم. به دلیل نگرانی که وجود داشت،خبر صعود و فرود پوتک را به اطلاع دوستانمان رساندیم و پس از خوردن آب و تنقلات و جمع کردن وسایل فنی و طناب، شیب تند قله ی لوکوره رادر پیش گرفتیم.

خیالمان از بابت پوتک راحت شده بود و در پیش رویمان مسیر طولانی کاسه خفر وجود داشت.کاسه خفر همانندکاسه خرسان می باشد. از طرف شمال شیب تند بهمن گیر و از سمت جنوب دیواره. دو روز پیش کاسه خرسان انرژی زیادی از ما گرفت، به همین خاطر ذهنم درگیر این است که این قسمت از مسیر چقدر زمان می برد و ما میتوانیم شب به گردنه قاش مستان که فرودگاه نام دارد برسیم یا نه؟ لوکوره را صعود می کنیم و از مسیر سنگی و برفی جنوبی آن به ابتدای کاسه خفر می رسیم. رفته رفته باد شروع به وزیدن می کند اما مشکل خاصی ایجاد نمی کند. قله ی مورگل در انتهای کاسه ی خفر دیده می شود. قله ای زیبا و با ابهت که قرار است امروز صعودش کنیم. البته باید امیدوار بود چون که برفکوبی مسیر زیاد است. خطر بهمن در قسمت هایی که مجبوریم کمی از روی خط الراس پایین بیاییم تا معبر های سنگی را دور بزنیم احساس می شود. مسیر بسیار طولانی و انرژی بر است ولی با تغذیه مناسبی که در شب گذشته داشتیم و روحیه خوبی که بعد از عبور از پوتک کسب کردیم بطور مداوم و پیوسته پیمایش را ادامه می دهیم. بالاخره با صعود قله ی تپه مانند تل گردل مسیر کاسه خفر به پایان می رسد. وزش باد شدیدتر می شود مسیر را برای رسیدن به زیر قله ی مورگل ادامه می دهیم.


زمان بسرعت در حال گذر است، به همین دلیل حسین اصرار دارد که من زودتر راهی قله شوم تا زمان را از دست ندهیم اما من تا لحظه آخر به او اصرار می کنم تا به اتفاق هم بسمت قله برویم اما حسین موافقت نمی کند. به پای دهلیز مورگل می رسیم. کمی آب می خورم و صعود از دهلیز پر شیب قله را آغاز می کنم. شیب اول را صعود کردم و با تراورسی کوتاه خود را به دهلیز دوم رساندم و با صعود از شیبی بسیار تند و یخ زده به لبه ی قله ی مورگل رسیدم. از این نقطه حدودا 15 دقیقه تا قله زمان می برد ولی باد امان نمی دهد، بطوری که فکر بازگشت هم به سرم میزند اما اجازه یک تلاش دیگر را به خودم می دهم. کمی به سمت چپ می روم و از قسمت سنگی مسیر خارج میشوم تا  با وجود برف کوبی  تعادل خود را حفظ کنم و صعود ایمن تری داشته باشم. ساعت 16:20 دقیقه به قله رسیدم. قله ای باشکوه که سالها آرزوی صعود زمستانه آن را داشتم. مورگل با 10 متر اختلاف ارتفاع نسبت به قاش مستان، دومین قله بلند دنا است. خورشید در حال غروب است و سایه ی مثلثی شکل مورگل در سمت شرق بر روی روستای خفر افتاده و منظره زیبایی را بوجود آورده است. پس از گرفتن عکس و فیلم با دقت و احتیاط مسیر بازگشت را پیش گرفتم و پس از دقایقی به حسین رسیدم که برای جلوگیری ازهدر رفتن گرمای بدنش پتوی نجات را بدور خودش پیچیده بود. مسیری که پیش رو داریم 1100 متر تراورس زیر دیواره های جنوبی مورگل است و به فرودگاه ختم می شود. امروز نسبت به روزهای قبل خسته تر شده ایم.در تاریکی شب در حال برفکوبی بسمت فرودگاه هستیم و خوشحالم از اینکه با وجود یک روز استراحت از برنامه عقب نیستیم و همچنین از اینکه قله مورگل را امروز صعود کردیم. در جایی مناسب زیر نوار سنگی فرودگاه چادر را برپا می کنیم و طبق روال شبهای گذشته با نوشیدنی گرم و شامی پر کربوهیدرات از خودمان پذیرایی می کنیم و بعد از دقایقی به استراحت می پردازیم. کیسه خواب هایمان کمی خیس شده  و در نیمه های شب چند بار از شدت درد در دستهایم بیدار میشوم که دلیل آن گذاشتن آنها بین پاهایم برای گرم شدن است و  خواب رفتن مداوم  آنهاست.


نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز پنجم

پوتک

4266 متر

N  30°59'22.97"    E  51°23'38.37"

لوکوره

4234 متر

N  30°59'10.70"    E  51°23'39.07"

کل گردل

4230 متر

N  30°58'51.25"    E  51°23'25.70"

تل گردل

4224 متر

N  30°57'47.84"    E  51°24'39.43"

مورگل

4406 متر

N  30°57'42.56"    E  51°25'27.76"

شبمانی پنجم

4189 متر

N  30°57'18.45"    E  51°25'45.80"

 

سرعت باد

حداقل km/h  5

حداکثر km/h  60

وضعیت آب و هوا

آفتابی

دمای هوا

حداقل     5-

حداکثر      21-

مقدار مسافت پیموده شده

14200 متر

 

 

 

ü    روز ششم( چهارشنبه 9 دی ماه 1393 ):

 

 بر خلاف خستگی دیروز، سرحال از خواب بیدار می شویم. وسایل مان را جمع کرده و حرکت خود را آغاز می کنیم.کمی جلوتر زیر سنگی کوله ها را گذاشته و راهی قله قاش مستان یا بیژن3 می شویم. حدود 20 تا 30 کیلومتر باد به طور مداوم در حال وزیدن است .در کل به این مقدار باد عادت کرده ایم و نبود چنین چیزی غیر عادی تلقی می شد. صعود به قله 40 دقیقه طول می کشد. دیدن قزل قله و بیژن 2 و 1 و در آن دوردستها پازن پیر و قله پر عظمت مورگل در شمال غرب قله بسیار لذت بخش است.

قله را به سمت پایین ترک می کنیم و با برداشتن کوله هایمان تراورس جنوبی قاش مستان تا بن رود را ادامه می دهیم. با رسیدن به قله بن رود به تماشای منظره زیبا و البته خوفناک قزل قله وبیژن2 در مسیر تراورس بین دو قله می ایستیم، مسیری که در زمستان فقط یک بار در سال 80 پیمایش شده و یکی از خطرناک ترین قسمتهای این برنامه می باشد. قزل قله هم دوبار در زمستان صعود شده و بیژن 2 یک بار (البته با اطلاعاتی که موجود می باشد).


مسیررا به سمت گردنه کیخسرو ادامه می دهیم و در ابتدای تراورس کوله ها را گذاشته و با کلنگ به سمت دهلیز پرشیب قزل قله که ترکیبی از یخ و سنگ است،راهی می شویم. مسیر کاملاً یخزده است و باد توی دهلیز می پیچد و تعادلمان را بر هم میزند. این باعث می شود صعودمان به کندی انجام گیرد . شیب حدود 60 تا 70 درجه را صعود کرده تا به انتهای دهلیز می رسیم.بعد از آن با کمی انحراف به سمت چپ و با مقداری سنگنوردی روی سنگهای ریزشی به بالای مسیر می رسیم. یال قله به سمت راست و جنوب منحرف می شود . یخچال زندان و قله بیژن 2 و 1 در سمت راست نمایان می شود. دقایقی بعد یال قله تمام شده و قدم بر روی قزل قله می گذاریم. کمی استراحت کرده تا با دقت بیشتری این مسیر را بازگردیم. باد غوغا می کند لذا با احتیاط مسیر بازگشت را پیش می گیریم. قسمت سنگی مسیر را با کمک و راهنمایی یکدیگر و با احتیاط کامل فرود می رویم و پس از آن شیب تند برفی را و در نهایت به کوله هایمان می رسیم.


تسمه های کرامپون و کلنگ مان را چک می کنیم و به سمت تراورس زیر قزل قله و بیژن 2 می رویم. تراورسی به طول1020 متر با شیب50 درجه و عرض40 متر که در سمت راست آن دیواره های جنوبی دنا بدون حاشیه امنی قرار دارد. در این قسمت جایی برای اشتباه وجود ندارد. مسیر به نظر یخ زده می رسد ولی این طور نیست. بدترین حالت ممکن اتفاق می افتد برف آبکی به قطر 15 سانتیمتر با لایه ای از برف یخ زده در زیر آن که این موضوع در این زمان از روز احتمال ریزش بهمن را زیاد کرده و هم اینکه مجبوریم پس از چند قدم پیمایش کرامپون های خود را حتی با داشتن کفی ضد برف بتکانیم.کمی از یکدیگر فاصله میگیریم و هیچ حرفی ردوبدل نمی شود و هر کس با دقت گام برداری را انجام می دهد.کمی جلوتر و زیر دیواره های بیژن 2 مشکل دیگری هم اضافه می شود و آن هم ریزش سنگ های ریز و درشت از بالا  با سرعت و شدت زیاد که ما را هدف قرار می دهند. یاد صعود خط الراس در تابستان 91 می افتم که در همین نقطه حجم زیادی از سنگ از دیواره ها جدا شد و حدود 5 دقیقه شاهد ریزش سنگ بودیم و اگر 100 متر جلوتر در مسیر بودیم اثری از ما باقی نمی ماند. با همین افکار به انتهای مسیر می رسیم و در پای بیژن 2 به استراحت می پردازیم.



 تماسی با دوستان می گیریم و خبر عبور از تراورس را اطلاع می دهیم در سال 86 و برنامه صعود کل خط الراس در زمستان، پیمایش مسیر قبل از این تراورس به پایان رسیده و برنامه ناتمام مانده بود.در واقع باگذر از این قسمت به تجربه بیشتری رسیدیم و حس خوبی داشتیم از اینکه قسمتهای دشوار مسیر را به صورت ایمن در حال پیمایش هستیم و رفته رفته به اتمام برنامه نزدیک تر می شویم هرچندکه تارسیدن به پازن پیر روزهای دیگری در انتظار ما خواهد بود. با صرف کمی ناهار ، بدون کوله پشتی به سمت قله بیژن 2 حرکت می کنیم. شیبی تند و یکنواخت که به سمت تاج میانی قله می رود. هوا کمی آرام تر شده است. از پشت تاج قله با دست به سنگی 3 تا 5 متری به قله زیبای برج آسمانی (سه قپه آسمانی یا بیژن 2 )می رسیم. احتمالاً این دومین صعود زمستانی قله به شمار می رود. بلافاصله مسیر برگشت را در پیش می گیریم. قرار شد من زودتر و سریع تر حرکت کنم و بیژن 1 را صعود کنم و به حسین برسم. به منطقه کپیری که میرسم باد شدت می گیرد که کمی انرژی می گیرد. به پای شن اسکی بیژن 1 می رسم و با شیبی تند به صورت زیگزاگ قله را صعود می کنم. نمای قله های صعود شده در امروز و روزهای قبل از روی بیژن 1 واقعاً دیدنی است، مخصوصاً در آن انتها که قدویس سر به آسمان دارد. ساعت 16:10 دقیقه قله را ترک کرده و سریعاً به پایین بازگشتم و به حسین رسیدم. مسیر صاف زیر بیژن1 به سمت منطقه کرسمی را ادامه می دهیم تا به نقطه شب مانی که پیش بینی کرده بودیم می رسیم. زیر قلل کرسمی جایی صاف که به طور مداوم باد می وزد (این منطقه به واسطه تنگ حرا بادخیز است و عاری از برف) و در تاریکی شب چادر را با حوصله مهار می کنیم و به درون آن می رویم. قرار است چند نفر از بچه های گروه فردا خودشان را به گردنه بیژن برسانند و شبی را در کنار هم بگذرانیم. این موضوع خیلی در روحیه ما تاثیرگذار خواهد بود و کمک شایانی خواهد کرد. همچنین قرار است مواد غذایی که در این برنامه حسرت خوردن آن را چند روز به دوش کشیده بودیم را برایمان بیاورند بنابراین لیستی را تهیه کرده و برایشان پیامک می کنیم(سبزی خوردن،پیاز،نوشابه،کباب،جگر،آب میوه،میوه،....).با رویای خوب فردا به خواب می رویم.



نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز ششم

قاش مستان

4416 متر

N 30°57'3.80"       E 51°26'9.94"  

بن رود

4325 متر

N 30°56'43.05"     E 51°26'11.01"

قزل قله

4350 متر

N  30°49'21.70"    E  51°36'45.67"

بیژن 2

4397 متر

N  30°56'17.06"    E  51°27'7.18" 

بیژن 1

4380 متر

N  30°55'57.7"      E  51°28'6.76" 

شبمانی ششم

4234 متر

N  30°55'11.26"    E  51°28'53.18"

 

 

سرعت باد

حداقل km/h  20

حداکثر km/h  45

وضعیت آب و هوا

آفتابی

دمای هوا

حداقل      9-

حداکثر      18-

مقدار مسافت پیموده شده

13130 متر

 

 

 

ü     روز هفتم( پنج شنبه 11 دی ماه 1393 ):

 

کمی دیرتر از روزهای قبل بیدار می شویم به دلیل اینکه اولین جایی است که با بالا آمدن خورشید نور آن به چادر می تابد و هم اینکه عجله ای نداریم چون پیمایش امروزمان کمتر است و زمان داریم. ساعت 8 هست که حرکت خود را در هوایی صاف و سرد و با بادی حدود 30 کیلومتر آغاز می کنیم . هر چه به سمت حوض دال می رویم باد شدیدتر می شود . شیب نه چندان تند حوض دال را بالا رفته و به قله می رسیم . هوا طوفانی شده است بنابراین بدون لحظه ای مکث به سمت شرق قله می رویم که با کم کردن ارتفاع از شدت باد هم کاسته می شود دقایقی بعد به محل بارگزاری دوم می رسیم . این بار را در جایی گذاشته بودیم که در صورت هوای نامناسب در طول برنامه آن را برداشته و به سمت جان پناه حوض دال برویم و در مدت هوای نامناسب درون جان پناه بمانیم . ولی خوشبختانه فعلاً خبری از بارش برف نیست . محتویات داخل بشکه ها را خالی می کنیم و درون کوله ها قرار داده و بشکه های پلاستیکی را همانند بارگزاری قبلی در کوشه ای گذاشته و توی آن را پر از سنگ می کنیم تا در برنامه های بعدی آن را به پایین ببریم. به راهمان ادامه می دهیم .


قله سی چانی را صعود می کنیم و پس از آن قله بردآتش که آخرین قله از خط الراس مرکزی می باشد. مسیر خط الراس از بالای دره سی چانی که یکی از مسیر های دسترسی به قله حوض دال در تابستان می باشد ، به قله ای  فرعی قبل از بردآتش ادامه پیدا می کند. در سمت چپ دره بزرگ و وسیع و بهمن گیر که به آن رمه چری می گویند دیده می شود. با صعود قله فرعی به زیر شیب تند بردآتش میرسیم کماکان باد به شدت در حال وزیدن است. ساعت 12:30 دقیقه به قله میرسیم که با رسیدن به قله باد هم متوقف می شود. کمی استراحت کرده و به عکس برداری مشغول می شویم. جبهه غربی برف کرمو و کوه سیاه با دهلیز های بکر و پر شیب آن خودنمایی می کند. مسیر بردآتش تا گردنه بیژن تیغه ای و از دو طرف دارای شیب زیاد است و در بعضی از قسمت ها مسیر یابی کمی دشوار و وقت گیر است. بیشترین کاهش ارتفاع در این برنامه همین قسمت است که ارتفاع آن 3200 متر می باشد. واقعا رسیدن به گردنه بیژن خودش به تنهایی پروژه بزرگی است و انرژی زیادی را می گیرد. با برف کوبی شدیدی به ابتدای تیغه ها می رسیم. با وجود چندین بار پیمایش این مسیر باز هم به علت معبر های سنگی باید مسیریابی کرد که وقت و زمان زیادی می گیرد.


با کم کردن ارتفاع به گردنه بیژن میرسیم و چادر دوستانمان نمایان می شود. در انتهای مسیر خبری از برف نیست و این نشان از بادهای سهمگین و دائمی گردنه بیژن است ولی در حال حاضر هوا بسیار آرام است که همین باعث تعجب ما شده است. با در آغوش گرفتن دوستانمان به سمت چادر حرکت می کنیم.  بعد از احوال پرسی و خوش و بش اولین کار پهن کردن پوشاک و کیسه خواب هایمان زیر نور خورشید است که در این فرصت اندک کمی خشک شوند. بعد از آن به چادر می رویم و خود را آماده خوردن غذاهای تازه و تعریف از خاطرات برنامه و ... می کنیم. تصمیم داریم وسایل اضافی را به دوستان بدهیم تا روزهای آخر برنامه با کوله های سبکتری ادامه بدهیم. تمامی وسایل فنی و غذا های مازاد از بارگذاری ها را به آنها می دهیم و برای 3 روز آینده سوخت و غذا بر می داریم و کوله ها را آماده کرده ودر هوایی آرام به خواب می رویم.


نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز هفتم

حوض دال

4319 متر

N 30°54'28.57"    E 51°28'48.65"

سی چانی

4210 متر

N 30°53'47.01"    E 51°29'42.79"         

برد آتش

4084 متر

N 30°53'56.88"    E 51°30'59.17"

شبمانی هفتم

3182 متر

N  30°52'40.89"   E  51°31'36.25"

 

سرعت باد

حداقل km/h  10

حداکثر km/h  55

وضعیت آب و هوا

آفتابی

دمای هوا

حداقل      7-

حداکثر     14-

مقدار مسافت پیموده شده

12100 متر

 

ü     روز هشتم ( جمعه 12 دی ماه 1393 ):

 

 امروز سرحال تر از روز های قبل از خواب بیدار می شویم. دوستان در حال آماده کردن صبحانه هستند پس از این چند روز نیمرو بهترین گزینه برای صبحانه است. هر چه از دیروز ظهر خوردیم و نوشیدیم کاملا جذب بدنمان شده  و تا حد زیادی ریکاوری شده ایم. مهمتر از آن روحیه مضاعفی است که از دیدار بچه ها کسب کرده ایم. تقریبا به انتهای برنامه نزدیک شدیم. 2 بخش از خط الراس دنا را پیمایش کردیم و تنها خط الراس شرقی را در پیش داریم. خط الراسی که تا این موقع در زمستان به طور کامل پیمایش نشده است (البته تا آنجا که ما اطلاع داریم). قله های شرقی به واسطه فاصله زیادی که از یکدیگر دارند و همچنین گردنه های متعدد بین قله ها دشواری  خاص خودش را دارد. و نسبت به دو خط الراس قبلی وسیع تر و طولانی تر است. این در حالیست که ما هم در انتهای برنامه هستیم و انرژی روز های اول برنامه را نداریم. با خداحافظی از دوستان مسیر صعود قله برف کرمو را از طریق دره وسیع  شتر ریز آغاز می کنیم. هوا آرام است و در طول صعود به فکر برنامه چند روز آینده هستم که آیا طبق برنامه پیش خواهیم رفت یا نه. با گذر از  دو قسمت  بهمن گیر و صعود از شیبی تند به کفی و دشت زیر قله می رسیم. باید به انتهای دشت برویم و پس از صعود از شیبی تند سوار بر یال جنوبی قله شویم. هر چه ارتفاع می گیریم بر سرعت باد افزوده می شود. با وجود برف کوبی نسبتاً سنگین سرعت خوبی داریم. به زیر قله نزدیک می شویم فاصله من و حسین بیشتر شده است. منتظر می مانم تا به من برسد ولی شدت باد امان نمی دهد. کوله ام را با کلنگ در برف مهار می کنم و به سمت قله حرکت می کنم و به حسین اشاره می کنم که مسیر را ادامه بدهد . شیب سنگی قله را با احتیاط صعود می کنم  و قدم بر اولین قله خط الراس شرقی می گذارم. با کمی فیلم برداری به سمت پایین و کوله ام باز می گردم.


با رسیدن به حسین ساعتم را نگاه می کنم و شگفت زده به آن خیره می شوم ، باورم نمیشود در مدت زمان 3:15 دقیقه به قله رسیده ایم. مدت زمانی که حتی در تابستان هم به سختی می شود به قله رسید. واقعا دیروز هم از نظر جسمی و روحی ریکاوری شده بودیم در این فکر بودم که اگر با همین سرعت پیش برویم امروز قله کل خرمن را صعود خواهیم کرد و روز های آینده کارمان سبکتر خواهد شد. قله ای که بعد از برف کرمو قرار گرفته است نمک نام دارد که مسیر آن تقریبا صاف و سنگی است ولی در شمال آن دارای نقاب برفی های بزرگی می باشد. باد کمی اذیت می کند و سرعت مان را کمتر کرده است . بالاخره در ساعت 12:15دقیقه به قله نمک میرسیم. پس از صعود قله در میان تیغه های شرقی آن جای نسبتا مناسبی را برای صرف ناهار در نظر می گیریم تا کمتر در معرض وزش باد باشیم. قله کل خرمن در شرق مانند دژی استوار بالای سرمان قرار گرفته است. برای رسیدن به قله باید قله ای فرعی که روبرویمان قرار گرفته است را صعود و از دامنه جنوبی کل خرمن تراورس کنیم تا به ابتدای قیف جنوبی قله برسیم.


پس از صرف ناهار به سمت گردنه کل خرمن سرازیر می شویم و قله فرعی را صعود می کنیم . حسین از صعود کل خرمن انصراف می دهد و من سریعا کوله ام را در پای مسیر میگذارم  و به سمت قله حرکت می کنم . ساعت 14:30 با تمام شدن شیب دهلیز به قله می رسم. قله ای که درست در امتداد یک تیغه قرار دارد. پس از گرفتن عکس و فیلم از همان مسیر به پایین باز میگردم. حسین پیشنهاد می دهد که جای مناسبی برای شبمانی در نظر بگیریم. امروز خسته شده ایم چون بیشتر از برنامه ریزی پیمایش کردیم ولی هنوز برای شبمانی زود است و من حسین را متقاعد می کنم برویم و در گردنه نول شبمانی کنیم.گردنه نول به ارتفاع 3700 متر پس از گردنه بیژن کم ارتفاع ترین قسمت خط الراس است. که قسمتی از آن تیغه ای و با تراورسی طولانی به زیر قله نول شمالی  می رسد. نزدیک به گردنه شدت باد بیشتر شده و صدایمان به سختی به یکدیگر می رسد. حسین میگوید که جای شبمانی کجاست و من در جواب می گویم که همین جا ولی باورش نمی شود. گفتم که این منطقه  در کل بادخیز هست حتی در تابستان . توی دلم می گویم که ایکاش امروز میتوانستیم این گردنه پر چالش را عبور کنیم تا فردا شاید بتوانیم برنامه را به اتمام برسانیم. همین افکارم را به حسین پیشنهاد دادم و گفتم اگر قبول کنی واقعا عالی می شود.  ولی در عین حال هم اصرار نمی کنم چون گذر از تیغه ها دقت و احتیاط زیادی می طلبد و ما واقعا خسته هستیم. برای چند لحظه دو نفرمون ساکت می مانیم و به مسیر نگاه می کنیم . حسین گفت: باشه، هر جور می دونی ! تا این حرف رو زد، من خیلی خوشحال شدم. دستامون رو مشت کردیم و به هم کوبیدیم و مسیر رو ادامه دادیم . بالاخره به هدفم رسیدم و خیلی خوشحال بودم از این قضیه. روی گردنه، باد به شدت می وزید و بارها تعادلم رو به هم زد. به تیغه ها می رسیم که با شیب تند ارتفاع می گیرد. برف کوبی و تله های برفی بین تیغه ها انرژی باقیمانده از امروز را از ما می گیرد و دردی که از صدای باد در سرم به وجود آمده است کلافه ام کرده است. آفتاب در حال کمرنگ شدن است و ما خسته و بی رمق و البته خرسند از اینکه تیغه ها را پیمایش کردیم به دنبال مکان مناسبی هستیم تا بتوانیم چادرمان را بر پا کنیم. ابرهای سیروس Ci و عدسی شکل lenticular در آسمان نشان از طوفان در روز ها و شب های آینده دارد. روی گردنه ای کوچک در ابتدای تراورس نول شمالی در زمینی خشک و بدون برف چادرمان را به سختی در آن طوفان بر پا می کنیم و تا حد امکان آن را مهار می کنیم. به نظر می رسد شب سختی را در پیش داریم. با نوشیدن مایعات گرم خود را آماده خوردن کنسروکله پاچه می کنیم. کنسروی که آن را روی گردنه بیژن بارگذاری کرده بودم و قرار بود آخرین شب از آن استفاده کنیم. با حسین در مورد برنامه فردا صحبت می کنیم و دو نفرمون از تصمیم عاقلانه امروزمان راضی و خرسند هستیم که از این تیغه ها عبور کرده ایم. در حال محاسبه مقدار زمان برای رسیدن به پازن پیر هستم. قله هایی که پیش رو داریم : نول شمالی و جنوبی ، قاش سرخ، تاپو، رمبسه و پازن پیر می باشند که هرکدام توسط گردنه ای  از یگدیگر جدا شده اند. با احتساب همه شرایط فردا بعد از ظهر به پازن پیر می رسیم و پس از آن هر طور شده خودمان را به نقل می رسانیم. تنها برف کوبی و بادی که رفته رفته به سرعتش افزوده می شود دغدغه اصلی ماست . در حالیکه به درون کیسه خواب می روم، در گوش راستم به خاطر بادهای امروز، احساس درد دارم و کماکان سقف چادر در حال تکان خوردن است.


نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز هشتم

برف کرمو

4138 متر

N 30°51'52.76"     E 51°33'1.40"  

نمک

4077 متر

 N  30°50'57.34"    E  51°34'18.00"

گردنه کل خرمن

3880 متر

N  30°50'39.40"    E  51°34'32.81"

کل خرمن

4225 متر

N  30°50'21.13"    E  51°35'6.53" 

گردنه نول

3700 متر

N  30°47'25.90"    E  51°38'28.55"

شبمانی هشتم

3816 متر

N  30°49'42.4"      E  51°36'18.6" 

 

سرعت باد

حداقل km/h  5

حداکثر km/h  50

وضعیت آب و هوا

آفتابی

دمای هوا

حداقل      8-

حداکثر      21-

مقدار مسافت پیموده شده

12250 متر

 

 

ü     روز نهم( شنبه 13 دی ماه 1393 ) :

 

وسایل زیادی برای گذاشتن توی کوله وجود ندارد. خودمان را برای پیمایش در باد شدید آماده می کنیم. یکی از سنگهای مهار چادر، توسط باد جا به جا شده و بر روی دیواره چادر افتاده است. سنگی بزرگ که من با زور آن را جا به جا کردم ! با احتیاط و با دقت مهارهای چادر را باز می کنیم و سریعا آن را داخل کوله جا می دهیم. ساعت 7:30 حرکت خودمان را آغاز می کنیم . در ابتدا باید مسیر تراورس پر شیب نول شمالی به طول1000  متر را پیمایش کنیم. مسیرکاملا یخ زده می باشد و باد و بوران لحظه ای متوقف نمی شود. جالب است که از همه طرف و سمتی باد می وزد و باد غالب وجود ندارد . اگر تعادل به هم بخورد کنترل و ترمز دشوار است و خطر افتادن به قعر دره نول وجود دارد. بالاخره این قسمت هم به پایان می رسد. به گردنه زیر نول شمالی می رسیم به پشت سنگی بزرگ می روم و پناه می گیرم. حسین از قبل گفته بود که نول شمالی را صعود نخواهد کرد. واقعا باد به شدت می وزد بخاطر همین، کمی شک دارم که نول شمالی را صعود کنم یا نه؟ و اینکه با این شرایط نباید بین ما فاصله زیادی بیفتد. حسین هنوز به زیر مسیر نرسیده. فاصله کمی تا قله هست بنابراین تصمیم می گیرم تا رسیدن حسین ، قله را صعود کنم . کوله ام را جدا نمی کنم تا به واسطه وزن آن تعادلم بیشتر حفظ شود. دقایقی بعد و با دشواری به قله رسیدم و به سختی، کمی فیلم میگیرم. هوا بدجور طوفانی شده ، قله ها را به سختی می توان در این بوران دید. حسین را می بینم که به سمت نول جنوبی در میان سفیدی برف ها و بوران در حرکت است. به سرعت به پایین باز می گردم و با فاصله ای حدود 100 متر از حسین حرکت می کنم. بین 2 قله نول، مسیر دارای شیبی تقریبا ملایم و البته طولانی است که با این شرایط قصد تمام شدن ندارد. در این فاصله باد 2 بار تعادلم را به هم زد و به زمین افتادم. جایی برای پناه گرفتن نیست مگر بعد ازصعود قله. حسین بر زیر قله مسطح نول نشسته و منتظر من است، به من اشاره می کند که قله را صعود کنم ولی من با اشاره دست از او می خواهم که مسیر را ادامه بدهیم و به سمت گردنه قاش سرخ سرازیر شویم.


پس از عبور از گردنه، قله مسطح قاش سرخ را نیز صعود کردیم و بدون هیچ مکث و استراحتی راهی گردنه تاپو شدیم کمی می ایستیم و استراحت می کنیم و ساعتم را نگاه می کنم. ساعت 9:30 دقیقه  را نشان می دهد که زمان مناسبی است. پیش رویمان مجموعه قله های تاپو که شامل 4 قله نزدیک به هم است و با صعود از یک دهلیز پر شیب می توان به آن رسید. با تراورسی بر روی خط الراس  به ابتدای این دهلیز می رسیم باد کماکان به شدت می وزد. هر از چند قدم کنار سنگی بزرگ می ایستم و به آن تکیه می دهم و استراحت می کنم. باد از همه جهت می وزد و تعادل را به هم می زند. شیب 50 درجه تاپو  که کاملا یخ زده است را به سختی بالا می رویم و به قله اول تاپو می رسیم و بعد از آن با نیم ساعت زمان به قله اصلی می رسیم. شدت باد پس از صعود قله کمتر می شود.


 برای رسیدن به قله رمبسه باید یک قله فرعی را به اجبار صعود کرد. قله ای سنگی که ارتفاعش حدود 4000 متر است. رفته رفته فاصله ام را بیشتر می کنم تا به تنهایی قله زیبای رمبسه را صعود کنم. با رسیدن به گردنه جنوبی قله کوله ام را گذاشتم و مسیر گرده ای قله را پیش گرفتم و دقایقی بعد به قله رسیدم. بر روی قله با آذران حمیدی تماس گرفتم که با دو نفر دیگر از اعضاء گروه (آقای اصغر حقیقی نیک از پیشکسوتان گروه و استان، و آقای مهدی زارع زاده )برای استقبال ما به منطقه آمده بودند. به ایشان اطلاع دادم که ما اوایل شب به پایین می رسیم. بعد از اتمام تماس، مسیر گرده را با احتیاط به پایین باز می گردم. لحظه ای بعد هم حسین می رسد. محلول مولتی ویتامین را آماده کرده و با هم می نوشیم. از طریق تراورس جنوبی قله به سمت گردنه پازن پیر حرکت می کنیم. شیب تندی که پیش رو داریم آخرین بخش این برنامه است و به قله ختم می شود. باد شدید تمام برفهای آن را پارو کرده است. هرچه ارتفاع می گیریم سرعت باد بیشتر می شود. هر از چند گاهی به پشت سرم نگاه می کنم و قله هایی که طی این چند روز صعود کرده ایم را با خاطرات صعودشان مرور می کنم. سختی ها و لذت هایی که تو این برنامه از صعود تک تک قله ها تجربه کرده بودیم... یاد اولین سفرم به دنا افتادم که در آن پازن پیر را صعود کردم و خاطرات آن صعود.... کسی که در ذهنم بیشتر به او فکر می کردم، رضا کریمی بود. کسی که این برنامه متعلق به او بود و هست و دلم می خواست اینجا کنار هم باشیم. به سنگچین قله می رسم. هرچه سعی می کنم با رضا تماس بگیرم موبایل آنتن نمی دهد. خبر اتمام برنامه را به صورت پیامک به ایمان زارعی( سرپرست گروه )اعلام می کنم و پشت سنگچین قله پناه می گیرم و از حسین  که از آن دور به سمتم می آید فیلم می گیرم. با رسیدن حسین، همدیگر را در آغوش می گیریم. خیلی خوشحال هستم که برنامه در حال تمام شدن است. تنها چیزی که مهم است فرود ایمن به سمت نقل است. باتون ها را جمع می کنیم و کلنگ را در دست می گیریم و با خوردن کمی آب بلند می شوم تا کوله ام را به پشت بیاندازم که ناگهان باد تعادلم را به هم می زند، به زمین می خورم و 2 تا از سنگهای کوچک روی سنگچین هم بر روی کوله ام پرت می شوند. واقعا باد شدید است. پشت سنگچین قله کوله ها را برداشته و سریعا از جناح شمالی قله سرازیر می شویم.


هرچه ارتفاع را کم می کنیم شدت بادکمتر می شود. درمیان دره ای وسیع و بهمن گیر به صورت مستقیم به پایین می رویم  احتمال وقوع بهمن وجود دارد ولی چاره ای نداریم و باید سریع ارتفاع کم کنیم . از کناره های دره به سمت پایین می رویم تا کمتر در معرض سقوط بهمن باشیم ولی این فقط یک توجیه است. پس از ساعتی به منطقه یورد ملک و سنگهای رمبسه می رسیم. منطقه ای که به واسطه ریزش قسمتی از یال شمالی پازن پیر به نام رمبسه یا ریخته شده به زبان محلی نام گرفته است. این اتفاق در حدود 80 سال پیش رخ داده که سنگهای ناشی از ریزش تا حدود 4 کیلومتر رانده شده است و به همین جهت منطقه دارای سنگهای معلق است ، گویی در کف علم چال در حال گذر هستی. بین این سنگها تله برفی  زیادی وجود دارد که حرکتمان را کند می کند. هوا کم کم در حال تاریک شدن است و ما همچنان درگیر عبور از این ناحیه هستیم. با انرژی و دقت زیادی این مسیر را به پایان رساندیم و پس از حدود نیم ساعت به یورد ملک رسیدیم جایی که بچه های گروه (آذران حمیدی ، مهدی زارع زاده )و همچنین آقای موسوی بزرگوار از دوستان خوب اهل نقل، که با ماشین ایشان به استقبال ما آمده اند. یکدیگر را در آغوش می گیریم و با کشیدن نفسی راحت و آسوده از تمام شدن برنامه به صورت کاملا ایمن، سوار بر ماشین شدیم و به سمت روستا حرکت کردیم.


در منزل آقای موسوی پیشکسوت گروه جناب آقای اصغر حقیقی نیک به استقبالمان می آید و همچنین دوستان اهل نقل. شب را مهمان خانواده خونگرم و مهمان نواز موسوی هستیم. باد در روستا به شدت می وزد. خیلی خوشحالم که امشب را اینجا هستم و گرنه برنامه طوری دیگر به اتمام می رسید. امشب با فکری آسوده به خواب می روم.

نام

ارتفاع

مختصات جغرافیایی

روز نهم

نول شمالی

4135 متر

N  30°49'21.70"     E  51°36'45.67"

نول جنوبی

4076 متر

N   30°48'56.45"    E   51°36'28.76"

قاش سرخ

4019 متر

N  30°48'27.80"     E  51°36'51.36"

تاپو

4041 متر

N  30°48'9.73"       E  51°37'48.74"

رمبسه

4161 متر

N  30°47'25.90"     E  51°38'28.55"

پازن پیر

4278 متر

N  30°47'18.60"     E  51°38'57.77"

یورد لک

2437 متر

N  30°50'8.55"       E  51°39'22.08   

 

سرعت باد

حداقل km/h  20

حداکثر km/h  70

وضعیت آب و هوا

آفتابی

دمای هوا

حداقل      9-

حداکثر     19-

مقدار مسافت پیموده شده

23500 متر

 

 یکشنبه 13 دیماه 1393  :

صبح در حالی بیدار می شویم که باد تا صبح زوزه می کشید و بسیاری از درختان درهم شکسته بودند. با صرف صبحانه و جمع کردن وسایل ، با خانواده آقای موسوی خداحافظی می کنیم و به سمت شیراز حرکت می کنیم. البته تا بعدالظهر به گشت و گذار و تفریح در دامنه های زیبای دنا و رودخانه ماربر پرداختیم و در نهایت ساعت 20 به شیراز رسیدیم که با استقبال دوستانمان در گروه مواجه شدیم.

در آخر تشکر می کنم از همه دوستانی که به هر صورتی به ما کمک کردند تا این برنامه با موفقیت انجام گیرد؛ خانواده کوهیاران پارس ، معاونت فرهنگی شهرداری شیراز ، مرکز شیراز شناسی ، هیأت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان فارس ، فروشگاه سالامون ، پارسیان کوه ، مورگل و علی نیکبخت ، احسان پور طباطبایی و مریم نصیری برای حضور در گردنه بیژن و اصغر حقیقی نیک ، مهدی زارع زاده و آذران حمیدی برای استقبال در روستای نقل و همچنین ایمان زارعی، رضا کریمی، محمد کریمی، علی قاسمی، احسان اقبالپور،  لیدا ضیاع، حمید آصفجاه ، حمید رضا شمس، محسن شمس، اشکان پژاوند، پگاه جمالیان ، حمید مرزبان، احمد رضا ایمانی، مرضیه تاجیک، فاضل کشفی، رسول هزاردستان،  مرجان حسینیا، امین منفرد، حمید بذرافکن،  فرزاد روزیطلب و خانواده خودم و همسر و فرزند گرامی حسین قائدی و دیگر دوستانی باعث دلگرمی ما در این برنامه شدند.


 

 

لیست تجهیزات انفرادی                                   

نام

وزن(گرم)

کوله پشتی 45+10

1250

کفش سه پوش اسکارپا

2600

کرامپون تکنیکال هفت گوهر

1220

کلنگ

400

باتون 2 جفت

590

کاپشن پر

850

کاپشن گورتکس گایا

635

شلوار گرتکس

315

لایه اول بالاتنه

260

لایه دوم بالا تنه

350

کاپشن wind stopper

600

لایه اول پایین تنه

175

لایه دوم پایین تنه ( شلوار پلار)

500

دستکش لایه اول

90

دستکش دو انگشتی الیاف

300

جوراب پر

275

جوراب صعود

40

جوراب اضافی

60

عینک کوهنوردی

55

عینک طوفان

113

دستمال سر 3 عدد

90

کلاه طوفان

60

کلاه پشمی

100

کیسه خواب

1100

زیرانداز فوم

150

هدلایت+ 2 سری باطری اضافی

110

ظرف آب یک لیتری + آب

1170

قاشق

10

هارنس هیمالیانوردی بلک دایموند

230

تسمه 120 سانتیمتری

60

کارابین پیچ دو عدد

160

مجموع

13980

لیست تجهیزات گروهی

نام

وزن (گرم)

چادر 1 پوش ارتفاع

2200

نیم طناب 1 حلقه 50 متری

2100

قابلمه و سر شعله MSR

490

GPS map62+ باطری اضافی

250

دوربین Nikon + 2عدد باطری اضافی

300

دوربین Gopro

130

بیل برف

255

طنابچه 6 میل 2 عدد

140

چاقو

30

کمک های اولیه

300

مجموع

6195

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لیست مواد غذایی

نام

وزن (گرم)

بارگزاری اول

2 وعده ماکارونی پخته شده

1500

1 وعده مرغ پخته شده

500

2 وعده سوپ پخته نشده

1200

تنقلات(پسته،بادام،بادام هندی،توت خشک،پاستیل)

500

نان سنگک

1000

شاهدونه

100

2 بسته بیسکویت های بای

60

1 بسته چیپس

50

2 عدد کپسول گاز سایز متوسط

460

مجموع بار

5370

بارگزاری دوم

2 وعده ماکارونی پخته شده

1500

1 وعده مرغ پخته شده

500

3 وعده سوپ پخته نشده

1800

تنقلات

500

3 عدد کپسول گاز سایز متوسط

690

نان سنگک

1200

شاهدونه

100

2 بسته بیسکویت های بای

60

1 بسته چیپس

50

مجموع بار

6400

بارگزاری سوم*

کنسرو کله پاچه

800

نان لواش

500

چلو خورشت مرغ

1000

کالباس

500

1 عدد کپسول گاز سایز متوسط

230

مجموع بار

3030

مواد غذایی و سوخت در 3 روز اول برنامه

1 وعده سالاد الویه

500

1 وعده ماهی

300

1 وعده استامبولی پلو

800

3 وعده عدسی

1200

تنقلات

500

2 عدد کپسول گاز سایز متوسط

460

مجموع

3760

مواد غذایی همراه از اول برنامه

پنیر گوسفندی 1 بسته

200

پنیر زیره 1 بسته

200

حلوا شکری 3 بسته

300

کره 3 بسته

300

کشک 48 عدد ، هر نفر روزی 2عدد*

400

انجیر 48 عدد ، هر نفر روزی 2عدد

350

بمب ( حلوای خرما ) 24 عدد،  هر نفر روزی 1عدد

1000

لواشک کوچک 24 عدد،  هر نفر روزی 1عدد

200

مولتی ویتامین جوشان 2 بسته

160

پودر معجون (زنجبیل،دارچین،آویشن شیرازی،زعفران)

150

پودر نبات

300

4 بسته حلیم و شله زرد آماده*

500

تخمه

200

مجموع

4260

*از بارگزاری سوم فقط کنسرو کله پاچه باقیمانده بود. بقیه توسط حیوانات خورده شده بود.

*مقدار کشک،انجیر و بمب برای 12 روز پیش بینی شده بود.

* حلیم و شله زرد به منظور احتمال نبودن بارها پیش بینی شده بود و تا گردنه بیژن آن را به همراه داشتیم.

 

  

وزن کوله ها

تمام وسایل هر نفر( شخصی،گروهی،تغذیه،آب و..)

21000 گرم

وزن کوله پشتی در روز اول برنامه

14520 گرم

وزن کوله پشتی در روز آخر برنامه

9300   گرم

وزن کوله پشتی به طور میانگین در طول برنامه

15600 گرم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمرينات يك ماه قبل از برنامه :آذر 93

شرح

عنوان

4 روز در هفته

هوازي

2 روز تپه بمدت 1 ساعت بطور ميانگين

2 روز پيست بمدت 1:30 ساعت

2 روز در هفته:  سالن بدنسازي بمدت 1:30 ساعت

قدرتي

پرس پا لانژ يا لانچ دوقلو

پايين تنه

بالا شكم (دراز نشست) زير شكم (خلباني)

ميان تنه

پرس سينه بارفيكس ديپ پارالل- شنا

بالا تنه

در همه جلسات تمريني

انعطاف پذيري

1 روز در هفته

استراحت

 

تمرينات دو و سه ماه قبل از برنامه :مهر و آبان 93

شرح

عنوان

3 روز در هفته

هوازي

1 روز تپه بمدت 1 ساعت بطور ميانگين

2 روز پيست بمدت 1 ساعت

2 روز در هفته

قدرتي

1 جلسه سالن سنگنوردي

1 جلسه سالن بدنسازي بمدت 1:30 ساعت

در همه جلسات تمريني

 

انعطاف پذيري

2 روز در هفته

استراحت

 

تمرينات چهار و پنج ماه قبل از برنامه :مرداد و شهريور 93

شرح

عنوان

2 روز در هفته : تپه نوردي بمدت 1 ساعت بطور ميانگين

هوازي

2 روز در هفته : 2 جلسه سنگنوردي طبيعي

قدرتي

در همه جلسات تمريني

انعطاف پذيري

2 روز در هفته

استراحت

آخر هفته ها : معمولا برنامه هاي چند روزه و بالاي 4000 متر ( علم كوه 2 مرتبه ، دماوند 1 مرتبه ، سبلان 2 مرتبه، دنا 3 مرتبه)

 

 

 

 

 

 

 

برنامه غذایی

روز ها

صبحانه

ناهار

شام

روز اول

پنیر و گردو

سالاد الویه

عدسی + قارچ

روز دوم

حلوا شکری + کره

ماهی

عدسی + قارچ

روز سوم

پنیر + کره

استامبولی پلو

سوپ ماکارونی

روز چهارم

حلیم آماده

ماکارونی

سوپ ماکارونی+مرغ

روز پنجم

پنیر + کره

سوپ مرغ

روز ششم

پنیر + کره

مرغ

سوپ ماکارونی+مرغ

روز هفتم

حلوا شکری + کره

چلو کباب دمپخت هویج جگر

روز هشتم

نیمرو

کالباس

کله پاچه

روز نهم

پنیر + کره

-

-

·         روزهای قبل و بعد از برنامه بیشتر از ترکیب کربوهیدرات و پروتئین به ترتیب برای بارگیری و بازیابی کالری استفاده کردیم.

·         میان وعده ها را به طور مداوم در طول برنامه مصرف می کردیم.

·         روزانه همراه با صبحانه هر نفر نیم لیتر هات چاکلت(Hot chocolate) و سرییل صرف می کردیم.


نخستین پیمایش زمستانی خط الراس کامل دنا

احسان کلانتری، حسین قائدی

گروه کوهنوردی کوهیاران پارس

زمستان 1393

پیروزی چیزیست ورای رسیدن به قله...   دنیس اوروبکو

 

 

اعضا شرکت کننده

احسان کلانتری - حسین قائدی -

سایر گزارش برنامه را ببنید